top of page

طبیعت علیه تجدد؛ رویای انسانِ بی‌وطن؛ نگاهی به روایت «جان شرمن و دویا» از ویلیام باتلر ییتس، ترجمه‌ی آرش خوش‌صفا 

  • نسیم خلیلی
  • 4 hours ago
  • 14 min read

جان شرمن و دویا | نوشته ویلییام باتلر ییتس | ترجمه آرش خوش‌صفا | ویراسته مریم علی‌محمدی | چاپ اول: تیر ۱۴۰۵ | مشخصات نشر: نشر دانوب آبی ۲۰۲۶ میلادی/۱۴۰۵ شمسی ‮| مشخصات ظاهری: ۱۶۶ ص. ‮‏‫: غیرمصور | موضوع: ادبیات داستانی.



شاعری که داستان دوری از اصل انسانی زندگی را نوشت.


جان شرمن و دویا | نوشته ویلییام باتلر ییتس | ترجمه آرش خوش‌صفا | ویراسته مریم علی‌محمدی | چاپ اول: تیر ۱۴۰۵ | مشخصات نشر: نشر دانوب آبی:  ۲۰۲۶ میلادی/۱۴۰۵ شمسی ‮| مشخصات ظاهری: ۱۶۶ ص. ‮‏‫: غیرمصور | موضوع: ادبیات داستانی.

روایت تامل‌برانگیز و نغز «جان شرمن و دویا» در میانه‌ی دو جهان اسرارآمیز و آموزه‌محورِ داستان و افسانه، با ترجمه‌ی سلیس و خو‌ش‌خوان آرش خوش‌صفا، مخاطب را به دنیای فراخ و باشکوه اندیشمندی می‌برد که بیش از هر چیز در گستره‌ی ادبیات جهان با شعرهایش شناخته شده است، ویلی‌یام باتلر ییتس، شاعر نامدار ایرلندی که گاه او را همچون حافظ ایران در جهان شعری ایرلندی‌ها نمایانده‌اند؛ او این بار سرودن شعر را رها کرده و کوشیده است در قالب دو داستان تاثیرگذار و تپنده، دو داستان خواندنی و خوش‌آهنگ، از رازهای نهفته در سپهر معرفتی شعرهایش، جهان اندیشگی، افق‌های جهان‌بینی و تجربه‌‌های زیسته‌ی خویش، پرده برفِکند، رازهایی که معرفت‌شناسی او را در مواجهه با خویشتن‌ِ خویش، انتخاب راه درست زندگی و به ویژه چالشِ رویارویی با مبانی تحمیل‌شونده‌ی پیشرفت و آداب‌دانی و ارتقا در جهانی آموزش‌محور و منفعت‌گرا و مدرن، به عنوان انسانی که دلداده‌ی آزادی و رهایی و سنت‌های کهن زندگی‌ست، بازنمایی می‌کند، معرفت‌شناسی شاعرانه‌ای که عصاره‌ی آن را در واپسین صفحات همین روایت – آن‌جا که کتاب را با عنوان «پی‌گفتار؛ یک داستان خانوادگی» و در اشاره به پیوند محتوای داستان با زندگی شخصی نویسنده به پایان برده است - می‌توان به تماشا نشست، آن‌جا که به زیبایی می‌نویسد: «وکیل، پزشک یا سیاست‌مدار کم و بیش فرآورده‌هایی مصنوعی‌اند که جهان آن‌ها را در کارخانه‌های خود و فقط برای مصرف خودش می‌سازد ولی شاعر فقط یک انسان است، یک انسان که از دل زمین گرم می‌روید و به برگ و گل و میوه می‌رسد، به همان اندازه طبیعی که گیاهی در باغی حاصل‌خیز و به همان اندازه رازآمیز و معجزه‌آسا. می‌توان قاعده‌های روشنی برای آموزش یک پزشک یا یک دانش‌مند وضع کرد ولی هیچ قاعده‌ای برای پرورش شاعران وجود ندارد؛ فقط می‌توان آن‌ها را به خودشان و به بخت و تصادف واگذاشت.»؛ این توصیف زنده و پرشور در بطن روایتی که به زیبایی ترجمه شده و از سوی نشر دانوب آبی در اختیار مخاطب فارسی‌زبان قرار گرفته، قلبی شده است که می‌تپد و نبض‌اش روایت را به پیش می‌راند، نبض روایتی که برای فهم مسیر فکری، عاطفی و زیبایی‌شناختی شاعری تاثیرگذار همچون ییتس، بسی مهم و ارزشمند است. پرسه در روایت به روشنی ابعاد مختلف بافت و گفتمان روایی آن را بازنمایی می‌کند، تو گویی نویسنده در این کتاب، میان روایت واقع‌گرایانه، افسانه‌پردازی، ملی‌گرایی فرهنگی، روان‌شناسی فردی و جهان اسطوره‌ای ایرلند در حال رفت و آمد است تا هم بر جهان‌بینی خود جامه‌ی روایت پوشانده باشد و هم برهه‌ای از تاریخ فرهنگی انسان ایرلندی را در روایتی که آفریده، بازنموده باشد و از دیگرسو به  آرزوی مشترک و دیرینه‌‌ی شماری از آدمیان مبنی بر بازگشت به اصالت، ریشه‌ها و طبیعت پرداخته باشد، همان آرزویی که مولانا هم به نظم کشیده است: «هرکسی کو دورماند از اصل خویش / بازجوید روزگار وصل خویش»؛ و دقیقا از همین روست که باید گفت «جان شرمن و دویا» را می‌توان نه فقط مجموعه‌ای از دو روایت سرگرم‌کننده، بلکه سندی از یک دوره‌ی تاریخی مهم انسانی به شمار آورد، دوره‌ای که در آن انسان به طور کلی و انسان ایرلندی به طور اخص در این روایت، در مواجهه با شهر، مدرنیسم، گذشته‌ی روستایی، سنت‌های فولکلوریک، بحران هویت و میل به بازگشت به گذشته و طبیعت، وجود انسانی خود را از نو تعریف می‌کند. ییتس در این روایت و بر اساس همان معرفت‌شناسی شاعرانه‌ی پیش‌گفته، و در قالب دیالوگ‌هایی که در دهان قهرمان روایتش می‌گنجاند، تا اندازه‌ی زیادی از حیات بدوی و روستایی، از طبیعت‌گرایی و هم‌نشست با خاک و دریا و زمین و آسمان دفاع می‌کند: «آدم توی شهرهای بزرگ شما به اقلیت نوع خودش برخورد می‌کنه و انگار هیچ چیزی بیرون از اون محدوده نمی‌دونه و فقط آدم‌های شبیه خودش رو می‌شناسه ولی این‌جا با یه روز پیاده‌روی می‌تونی با کل دنیا صحبت کنی چون هر کسی رو که می‌بینی برای خودش یه طبقه‌ی جداست. دانشی که الان دارم انباشت می‌کنم می‌تونه زمانی که وارد شهرهای بزرگ و پر از نادونی آن‌ها شدم به درد بخوره.» و این درحالی‌ست که هاوارد به عنوان نماد انسانی که در جستجوی زیستن در جهان‌هایی فراتر از جهان‌های ساده و محدود حیات روستایی و طبیعت‌گرایانه است، زبان آن کسانی می‌شود که انسان را به تحرک بیشتر، مکاشفه‌ی بیشتر، ترقی و فراتر رفتن از زندگی‌های ساده و جهان‌های امن فرا می‌خوانند و این را رسالت انسان در جهان مدرن می‌دانند: «واقعا در برابر این رود قشنگ، این ستاره‌ها و این سایه‌های بنفش بزرگ، احساس نمی‌کنی به حشره‌ای توی یه گل می‌مونی؟» با این همه برای مخاطب همچنان این رویکرد و جهان جان شرمنِ مدافع زندگی ساده و دامن برکشیده از هیاهوی مدرنیسم است که شاعرانه و شکوهمند و خواستنی جلوه می‌کند مخصوصا برای انسان عاصی از هیاهوی هیچ اندر هیچ مدرنیسم و حیات شهری، او که ییتس با شاعرانگی نغزی که از قلمش انتظار می‌رود، با سه نماد بازنمایی‌اش می‌کند: «باغ، نامه، کتاب! در این‌جا سه نماد زندگی او را پیش رو دارید. او هر روز صبح در آن باغ میان آواها و چشم‌اندازهای طبیعت کار می‌کرد، ماه به ماه در آن‌جا کشت می‌کرد، بیل می‌زد و خاک می‌کند... رودخانه هر ماه به همه‌ی کسانی که در آن کنار بودند می‌گفت: سکوت! او در کمال نظم هر روز ساعت دو ناهار می‌خورد و بعدازظهرها به شکار می‌رفت یا پیاده‌روی می‌کرد. هوا که رو به تاریکی می‌گذاشت خط‌های ماهی‌گیری را تنظیم می‌کرد و سپس به خواندن می‌پرداخت.» درواقع باید گفت نویسنده از این نمادها برای بازنمایی ناخودآگاه کاراکترهایش بهره برده و دست به نوعی توپوگرافی روان-محیطی زده است تا مخاطب را با نگرش خودش همراه کند از این منظر به نظر می‌رسد که مکان‌ها در روایت جان شرمن صرفا بسترهای جغرافیایی نیستند بلکه فرم بیرون‌یافته‌ی ساختار روانی شخصیت‌ها به شمار می‌روند با چنین نگرشی نامه‌ی عموی جان و دعوت از او برای آمدن به لندن و کار در کارخانه‌ی خانوادگی را هم می‌توان نخستین نماد چالش انسان با وسوسه‌ی زندگی مدرن به شمار آورد. البته که در این میان نباید از یاد برد که در این کتاب ما فقط با روایتی از زندگی مردی برخاسته از قطب زادبومی-دهقانی، و تقابلش با قطب استعماری-صنعتی-بوروکراتیک روبرو نیستیم بلکه نویسنده این چالش را در سطحی فراتر از روزمرگی به قالب دو داستان موازی در دو جهان برده است.


از رئالیسم تا رمانتیسم

در نگاه نخست، «جان شرمن و دویا» دو متن متفاوت به نظر می‌رسند. اولی به جهان روزمره‌تر، اجتماعی‌تر و روان‌شناختی‌تر نزدیک است؛ داستان انسانی که میان زادگاه، شهر، عشق، عادت و هویت سرگردان است و دومی بیش‌تر به قلمروی افسانه، اسطوره و وهم و امر رازآمیز تعلق دارد؛ جهانی که در آن مرز میان انسان و طبیعت، واقعیت و خیال، میل و نابودی، روشن و ثابت نیست. اما پیوند این دو روایت هرچقدر که خواننده بیشتر پیش می‌رود، در سطحی عمیق‌تر خود می‌نمایاند از این رو که هردوی این داستان‌ها درباره‌ی انسانی‌اند که نمی‌تواند بی‌دردسر در یک جهان واحد ساکن شود. هر دو روایت، تصویرگر ذهنی‌اند که میان دو کشش متضاد قرار دارد: زندگی اجتماعی و ندای درونی، عقل و افسون، خانه و سفر، اکنون و گذشته، تمدن و طبیعت. ییتس در این اثر، به ویژه در پرتو تاریخ ایرلند اواخر قرن نوزدهم، مساله‌ای را پیش می‌کشد که بعدها در بخش مهمی از شعرها و نمایش‌نامه‌هایش ادامه پیدا می‌کند: انسان وقتی از ریشه‌های خود جدا می‌شود، چه چیزی را از دست می‌دهد؟ و اگر بخواهد به آن ریشه‌ها بازگردد، آیا واقعا با نجاتی راستین و فرجامین روبه‌رو خواهد شد یا با شکلی دیگر از اسارت؟ در میان شعرهای شاخص ییتس، شاید شعر «جزیره‌ی دریاچه‌ی اینیسفری» بیش از بقیه بازتاب‌دهنده‌ی چنین دغدغه‌هایی‌ باشد، روایتی عمیق از آرزوی انسان برای بازگشت به ریشه‌ها و طبیعت بکر در برابر هیاهوی مدرنیته، منتقدان تصریح کرده‌اند که این اثر حاصل دلتنگی ییتس در فضای خاکستری لندن است و نیاز به آرامش و اصالت را در اعماق قلب انسان به تصویر کشیده است با چنین دانشی باید ایمان بیاوریم که ییتس با نوشتن این کتاب کوشیده است از رنج‌ها و دلتنگی‌ها و تجربه‌های خودش این بار با زبانی رساتر، زبانی داستان‌وار سخن بگوید.


جان شرمن و دویا | ویلییام باتلر ییتس | ترجمه آرش خوش صفا
£9.99
Buy Now

زمینه‌ی تاریخی: ایرلند در سایه‌های امپراطوری و احیای فرهنگی

اما برای فهم عمق محتوای «جان شرمن و دویا»، افزون بر آگاهی از زمینه‌های زیسته و جهان‌بینی خالق اثر، باید به زمانه‌ی ییتس و گفتمانی که این روایت‌ها در خاکش روییده‌اند نیز نقب زد. اواخر قرن نوزدهم، ایرلند در وضعیت پیچیده‌ای قرار داشته است. از یک سو زیر سایه‌ی سلطه‌ی سیاسی و فرهنگی بریتانیا بوده و از سوی دیگر، جنبش‌های احیای فرهنگی ایرلندی، اتفاقا به سردمداری متفکرانی همچون ییتس در حال شکل‌گیری بوده‌اند و در نتیجه در دل چنین بازنگری فرهنگی ژرفانگرانه‌ای، زبان گالیک، افسانه‌ها، فولکلور، قهرمانان اسطوره‌ای و روایت‌های محلی، بار دیگر به عنوان سرمایه‌های هویتی به مرکز توجه و کانون دغدغه‌مندی آن‌ها که اهل فکر بودند تبدیل شدند. ییتس خود بر فراز این نوزایی اندیشگی بر این باور پای می‌فشرد که ملت تنها با سیاست ساخته نمی‌شود، بلکه با حافظه، اسطوره، شعر و تخیل نیز شکل می‌گیرد و زندگی صنعتی با الزام محدودکننده‌اش به کار و وظیفه‌گرایی مفرط، راه آفرینش‌های معطوف به حافظه و اسطوره و شعر و تخیل را مسدود کرده و جریان نوزایی فرهنگی را به چالش کشانده است، رویکردی که در واپسین صفحات همین کتاب در قالب روایتی مانیفست‌گونه در لفاف عنوان پی‌گفتار، با ظرافت بدان پرداخته شده است: «صنعت‌گرایی زندگی امروز چنان مفهوم‌هایی چون وظیفه و کار را به هم گره زده که هرچه یک انسان رنج بیشتری بکشد، ستوده‌تر به چشم می‌آید و اگر در فعالیت‌هایش به طور چشم‌گیری دست از تلاش بکشد، چنین فرض می‌شود که لابد باید عذر یا توضیحی در کار باشد. با این حال تمام این ماجرا چیزی جز خرافه نیست. زندگی برای کار نیست بلکه کار برای زندگی است.» ییتس با چنین مقدمات فلسفی شورانگیز، لذت‌گرایانه و آزادی‌خواهانه‌ای‌ست که به سراغ خلق روایت جان شرمن می‌رود، داستانی در دفاع از آزادی انسانی و حیات آزاد ناتورالیستی که بیش از زندگی در دل کار کردن‌ها و پیشرفت‌گرایی‌های حیات صنعتی و مدرن، پیش‌زمینه‌ی اندیشیدن و آفریدن است؛ از این منظر، روایت جان شرمن چنان‌چه مترجم به شایستگی ترجمه کرده است و  بنا به نص خود این کتاب در آن صفحات غنابخش پایانی، «هم‌زمان هم یک جست‌وجوست و هم یک پشتیبانی: هنرمند از تلاش دنیای بیرون برای تحمیل قالبی بر او جان سالم به در می‌برد و به دنیای بی‌شکل و روایی خود برای رسیدن به خاستگاه الهام نگاه می‌کند. ایستادگی در برابر انضباط، سنت و جاه‌طلبی پیش‌نیاز اصیل نوآوری است. در جان شرمن، جشن گرفتن رویای بی‌کاری تبدیل به دفاع هنری از پدیدآور جوان او می‌شود.» درواقع باید این‌طور گفت که در جان شرمن، این زمینه‌ی تاریخی در قالب تقابل میان شهر و زادگاه ظاهر می‌شود تا مخاطب را به اندیشیدنی عمیق‌تر فراخوانده باشد؛ شهر، معمولا یادآور جهان مدرن، نظم اجتماعی، روابط رسمی، امکان پیشرفت و در عین حال بی‌ریشگی‌ست. زادگاه اما حامل خاطره، طبیعت، صمیمیت، کندی زمان و نوعی پیوند ناخودآگاه با گذشته است. درواقع از این رهگذر و با چنین بازتعریفی، شخصیت اصلی، به جای آن‌که فقط فردی عاشق یا مردد باشد در یک قصه‌ی سرگرم‌کننده و دراماتیک، نماینده‌ی ذهنی تاریخی هم هست، ذهنی که در وضعیت استعمارزده و مدرن‌شونده، میان تقلید از جهان مدرن صنعتی و وفاداری به حاشیه‌ی اصیل و مستغنی بومی خود گرفتار شده است.

در دویا اما این زمینه‌ی تاریخی به گونه‌ای دیگر بروز می‌کند. این‌جا ییتس از قلمرو واقع‌گرایی فاصله می‌گیرد و به جهان افسانه‌ای نزدیک می‌شود اما باید تاکید کرد که این افسانه‌پردازی صرفا تزئینی نیست درواقع باید گفت بازگشت به فولکلور برای رساندن پیام‌های فرهنگی و سیاسی در آثار ییتس، نوعی کنش فرهنگی‌ست با این توضیح که ییتس با این رهیافت، یعنی با استفاده از افسانه‌ها و موجودات رازآمیز، جهان‌بینی‌ای را احضار می‌کند که پیش از سلطه‌ی عقلانیت مدرن و فرهنگ امپراطوری وجود داشته است؛ در این معنا، دویا فقط روایتی خیال‌انگیز نیست بلکه بازسازی قلمرویی‌ست که تاریخ رسمی آن را به حاشیه رانده است.


جان‌شرمن: روان‌شناسی بازگشت

اما اگر قرار باشد که روایت جان شرمن از منظر روان‌شناسی تحلیل شود باید گفت که این روایت را می‌توان داستان انسانی دانست که از نظر روانی دچار بی‌جایی‌ست. او نه کاملا متعلق به جایی‌ست که به آن می‌رود، نه می‌تواند بی‌مساله به جایی بازگردد که از آن برخاسته است. این وضعیت، یکی از مهم‌ترین تجربه‌های روانی انسان مدرن هم است: جدا شدن از خاستگاه، ورود به فضای تازه و سپس احساس خلائی که با هیچ موفقیت ظاهری‌ای نمی‌توان آن را پر کرد. جان شرمن با چنین تفاسیری، در سطح روان‌شناسی، شخصیتی‌ست که بیش از آن‌که تصمیم‌گیرنده‌ای قاطع باشد، تحت تاثیر نیروهای پنهان درون خود حرکت می‌کند. او ممکن است در ظاهر انتخاب کند اما انتخاب‌هایش زیر فشار خاطره، عادت، میل‌های ناپیدا و تصویری آرمانی از گذشته شکل می‌گیرد و همین نکته او را از یک شخصیت صرفا داستانی به نمونه‌ای روان‌شناختی تبدیل می‌کند: انسانی که نمی‌داند واقعا چه می‌خواهد چون خواسته‌هایش با لایه‌های مختلف هویت او در تعارض‌اند. در قالب چنین نگرش روان‌شناسانه‌ای، زادگاه فقط یک مکان جغرافیایی نیست بلکه نوعی وضعیت روانی‌ست؛ خانه، خیابان‌های آشنا، طبیعت، رود، صداها و چهره‌های قدیمی، همگی در جان شخصیت ته‌نشین شده‌اند و او را در اتخاذ تصمیمی قاطع برای آینده‌اش به بن‌بست می‌کشانند. او حتی اگر از آن فضا دور شود، آن فضا در ناخودآگاهش ادامه دارد و این همان چیزی‌ست که می‌توان آن را جغرافیای روان نامید، مکانی بیرونی که به ساختار درونی فرد تبدیل شده است. در مقابل، شهر مدرن معمولا فضایی‌ست که فرد را از شبکه‌ی طبیعی و عاطفی گذشته جدا می‌کند. در شهر روابط می‌توانند رسمی‌تر، عقلانی‌تر و مبتنی بر جایگاه اجتماعی باشند. جان شرمن در چنین فضایی با امکان نوعی زندگی تازه روبرو می‌شود اما این زندگی تازه برای او کامل نیست او در دل آن احساس کمبود می‌کند، کمبودی که لزوما با عشق، ازدواج یا موفقیت اجتماعی جبران نمی‌شود. درواقع مساله‌ی اصلی این نیست که شهر بد است و روستا خوب، بلکه مساله این است که جان نمی‌تواند میان این دو سطح از زندگی و کنشگری آشتی برقرار کند. چنین رویکردی را جان در تعامل با موضوعی همچون عشق هم نشان می‌دهد. اساسا به نظر می‌رسد یکی از محورهای مهم روان‌شناسانه‌ی روایت جان شرمن، رابطه‌ی میان عشق و عادت است. عشق در جهان‌بینی ییتس، اغلب با خاطره، غرور، تصویرسازی ذهنی، ترحم، نیاز به امنیت یا میل به بازگشت درآمیخته است و نمود آن را در این روایت هم می‌توان به تماشا نشست؛ از این رهگذر پرسش مهم این نیست که شخصیت عاشق چه کسی‌ست، بلکه پرسش این است که او در عشق به دنبال چه چیزی می‌گردد. اگر عشق در این روایت به زادگاه پیوند می‌خورد معنای تاویلی‌اش می‌تواند در یک سطح فراتحلیلی این باشد که محبوب تنها یک فرد نیست بلکه یک جهان و یک گفتمان است که آن فرد در بطن آن جهان و آن گفتمان قرار دارد. از این رهگذر فرد محبوب می‌تواند یادآور گذشته، خانه، طبیعت، سادگی یا هویتی از دست‌رفته باشد. در برابر، رابطه‌ای که در فضای شهری شکل می‌گیرد، ممکن است عقلانی‌تر یا از نظر اجتماعی پویاتر به نظر برسد اما برای شخصیت اصلی روایتی که ییتس با جهان‌بینی ریشه‌گرایانه‌اش می‌نویسد، فاقد آن ریشه‌ی عمیق عاطفی خواهد بود. از این منظر، تردید جان شرمن در برابر دو عشقی که در این روایت با آن‌ها روبرو شده است - که یکی ریشه در روستا دارد و دیگری زاییده و آفریده‌ی محیط شهری‌ست - فقط تردیدی عاشقانه نیست بلکه آن را باید کشاکش با بحرانی هویتی قلمداد کرد. او میان دو زن، دو نوع زندگی، دو نظام ارزشی و دو تصویر از خود گرفتار می‌شود. یکی از این تصویرها شاید با آینده، نظم و ترقی پیوند داشته باشد و آن دیگری با گذشته، عاطفه، بومی‌گرایی و خاطره. نویسنده با ظرافتی هوشمندانه نشان می‌دهد که هیچ‌کدام این موقعیت‌ها بی‌نقص نیستند از این رو که گذشته‌گرایی و نوستالژی‌پناهی می‌تواند محدودکننده‌ی راه پیشرفت و کمال زندگی مادی انسان باشد و آینده‌گرایی و حیات شهری نیز بی‌روح و فاقد صبغه‌های هویتی اصیل و الهام‌بخش و معنوی‌ست؛ ییتس در این‌جا و با چنین رویکردی، قهرمان خود را و فراتر از او انسان دغدغه‌مند مخاطبش را با یک انتخاب اخلاقی ساده روبه‌رو می‌کند، جان، به عنوان نمادی از این انسان دغدغه‌مند، در وضعیت پیچیده‌ای قرار می‌گیرد که در آن هر انتخابی نوعی فقدان به همراه دارد و این رهیافت، روایت را از داستانی رمانتیک فراتر می‌برد و به مطالعه‌ای درباره‌ی ساز و کار روان انسان در تعامل با پیچیدگی‌های زندگی در جهان نوپدید، تبدیل می‌کند.


جان شرمن و دویا | نوشته ویلییام باتلر ییتس | ترجمه آرش خوش‌صفا | ویراسته مریم علی‌محمدی | چاپ اول: تیر ۱۴۰۵ | مشخصات نشر: نشر دانوب آبی: ۲۰۲۶ میلادی/۱۴۰۵ شمسی ‮| مشخصات ظاهری: ۱۶۶ ص. ‮‏‫: غیرمصور | موضوع: ادبیات داستانی.

دویا؛ ورود به قلمرو افسانه و ناخودآگاه جمعی

اما اگر جان شرمن بیشتر با روان‌شناسی فردی و رئالیسم اجتماعی سروکار دارد، «دویا» ما را به قلمرویی می‌برد که در آن روان فردی با ناخودآگاه جمعی، افسانه و طبیعت رازآمیز درهم می‌آمیزد. در این روایت، ییتس به جهان فولکلور ایرلندی نزدیک‌تر می‌شود؛ جهانی که در آن موجودات، مکان‌ها و رخدادها لزوما تابع منطق روزمره نیستند. دویا را می‌توان از منظر روان‌شناختی، روایتی درباره‌ی جذب شدن انسان به امر ناشناخته دانست. شخصیت در برابر نیرویی قرار می‌گیرد که هم وسوسه‌انگیز است و هم خطرناک. این نیرو ممکن است در قالب زیبایی، عشق، طبیعت، موجودی رازآمیز یا ندایی فراواقعی ظاهر شود. اما آنچه که از همه‌ی این‌ها مهم‌تر است اثر آن بر روان انسان است؛ گسستن از نظم عادی زندگی و کشیده شدن به سوی تجربه‌ای که مرزهای هویت را سست می‌کند، بی‌تردید چالش بزرگی خواهد بود. در این‌جا افسانه فقط ابزاری برای خیال‌پردازی نیست بلکه آن را باید زبان ناخودآگاه انسانی‌ دانست. به زبان رساتر نویسنده با آگاهی از این موضوع که آن‌چه در جهان واقع‌گرایانه نمی‌توان گفت، در افسانه قابل بیان می‌شود، قدم به این شکل از روایت‌گری نهاده است تا همه‌ی حرفش را زده باشد. میل‌های ممنوع، ترس از مرگ، اشتیاق به جاودانگی، اضطراب تنهایی و آرزوی پیوند با طبیعت همگی در قالب تصویرهای افسانه‌ای ظاهر می‌شوند و همچنان برای انسان مستاصل در زیست پیچیده و منفعلانه‌ی جهان مدرن دغدغه و درگیری ذهنی‌اند. ییتس با استفاده از این زبان، روان انسان را در سطحی عمیق‌تر از گفت‌وگوی روزمره آشکار می‌کند و در این میان کوشش مترجم نیز برای آن‌که هم پیوند با متن پیشین را حفظ کند تا کتاب یکدست بماند و هم ادبیاتی هم‌خوان با مضمونی اساطیری-باستانی را برگزیند، در خور ستایش است.

به هر حال به ضرس قاطع می‌توان گفت که «دویا» علیرغم تفاوت در جهان‌نگری و ادبیات و فضاسازی و خاستگاه روایی، مکمل «جان شرمن» است. جان شرمن از شهر مدرن به سوی خانه و ریشه کشیده می‌شود و دویا نیز از جهان عادی به سوی افسانه و طبیعت رازآمیز و در هر دو مورد، شخصیت در برابر نیرویی قرار دارد که او را از وضعیت فعلی‌اش بیرون می‌کشد، نویسنده با ظرافت هشدار می‌دهد که این بیرون رفتن لزوما رهایی کامل نیست بلکه گاهی می‌تواند فقط عبور از یک اسارت به اسارتی باشد.


جان شرمن و دویا | ویلییام باتلر ییتس | ترجمه آرش خوش صفا
£9.99
Buy Now

افسانه و تاریخ و مقاومت فرهنگی

با توضیحاتی که پیش از این آمد، ممکن است در نگاه اول، «دویا» کمتر تاریخی به نظر برسد چون با جهان افسانه و خیال سروکار دارد اما باید گفت که اتفاقا همین افسانه‌پردازی، معنای تاریخی مهمی در دل خودش دارد. در زمانه‌ی ییتس، رجوع به افسانه‌های ایرلندی درواقع نوعی مقاومت فرهنگی بوده است. ادبیات انگلیسی مسلط، ایرلند را اغلب حاشیه‌ای، عقب‌مانده یا عجیب تصویر می‌کرد. ییتس اما با بهره بردن از فولکور کهن ایرلندی، همین عجیب بودن را به منبع زیبایی و قدرت و روایت‌گری روان‌شناسانه تبدیل کرده و آن را از حاشیه و احتمال فراموشی، به متن کشانده است. او با احضار موجودات و فضاهای فولکلوریک، می‌کوشد این پیام را بدهد که تاریخ یک ملت را فقط در اسناد سیاسی و جنگ‌ها و رویدادهای معطوف به قدرت نباید دنبال کرد بلکه تاریخ واقعی هر ملتی در قصه‌هایی هم هست که مردم در طول زمان برای یکدیگر گفته‌اند، به زبان رساتر او می‌خواهد بگوید که افسانه‌ها حافظه‌ی عاطفی یک ملت‌اند. آن‌ها نشان می‌دهند که مردم چگونه از مرگ، عشق، طبیعت و تقدیر و نیروهای نادیدنی جهان، راهی برای فهم کائنات، خویشتن‌شناسی و تاریخ‌مندی ساخته‌اند. ییتس با نوشتن چنین متنی و هوشمندانه سنجاق زدن آن به روایتی درباره‌ی انسان سرگشته‌ی معاصر، گذشته‌ی اسطوره‌ای ایرلند را به ادبیات مدرن وارد می‌کند و از این رهگذر میان سنت شفاهی و فرم نوشتاری پلی می‌سازد و همین کار بعدها در پروژه‌ی بزرگ‌تر احیای ادبی ایرلند اهمیتی اساسی و شگفت پیدا می‌کند.


جمع‌بندی: انسان ییتسی در جست‌وجوی خانه

در مجموع باید گفت که «جان شرمن و دویا» کتابی‌ست درباره‌ی جست‌وجوی خانه؛ اما خانه در آن معنایی ساده ندارد. خانه می‌تواند زادگاه، معشوق، طبیعت و یا افسانه باشد، یا حتی وضعیتی روانی که انسان گمان می‌کند روزی در آن کامل و غنی و آزاد بوده است. شخصیت‌های این کتاب، هرکدام به شکلی، از بی‌خانمانی وجودی رنج می‌برند. آنان در جهانی زندگی می‌کنند که پیوندهای قدیمش سست شده و جهان تازه‌اش هنوز آرامش نمی‌دهد و اهمیت تاریخی اثر دقیقا در همین‌جاست؛ ییتس بحران فردی را به بحران فرهنگی پیوند می‌زند از این رهگذر، سرگردانی جان شرمن، فقط سرگردانی یک مرد نیست بلکه بازتابی از سرگردانی جامعه‌ای‌ست که میان امپراطوری رو به رشد و بومی بودن شیفته‌ی گذشته، مدرنیته و سنت، شهر و روستا، زبان مسلط و حافظه‌ی محلی ایستاده است. «دویا» نیز با احضار افسانه، نشان می‌دهد که راه فهم این بحران فقط تحلیل اجتماعی نیست بلکه باید به رویا‌ها، ترس‌ها و قصه‌های کهن یک ملت هم گوش داد. از نظر روان‌شناسانه، کتاب تصویری ظریف از انسانی ارائه می‌دهد که توسط نیروهای ناپیدا هدایت می‌شود: خاطره، میل، ترس، عادت، خیال و افسون. ییتس به ما نشان می‌دهد که تصمیم‌های انسان همیشه نتیجه‌ی منطق روشن نیستند گاهی یک منظره، یک نام، یک عشق قدیمی، یا یک ندای افسانه‌ای، بیش از هر استدلالی سرنوشت او را تعیین می‌کند.

خلاصه آن‌که این کتاب شاید از نظر شهرت در سایه‌ی آثار بزرگ‌تر ییتس و به ویژه شکوه شعرهایش مانده باشد اما برای شناخت سرچشمه‌های تخیل او متنی کلیدی به شمار می‌آید. ییتس در این اثر از همان آغاز، دغدغه‌ی اصلی خود را یافته بوده است؛ دغدغه‌ای معطوف به این پرسش که چگونه می‌توان در جهانی مدرن، با گذشته‌ای افسانه‌ای و زخمی، زندگی کرد؟ پاسخ او نه بازگشت ساده به گذشته است و نه تسلیم کامل به اکنون. پاسخ او شعر، روایت و نماد است یعنی ساختن فضایی که در آن انسان بتواند دست‌کم برای لحظه‌ای میان دو جهان نفس بکشد.


جان شرمن و دویا | ویلییام باتلر ییتس | ترجمه آرش خوش صفا
£9.99
Buy Now

 

 
 
 

Comments


bottom of page