بخش اول  
تولد عجیب

آلبالوی کوچولو
چند لحظه پس از آن که به دنیا آمد وقتی یکی از پرستارها داشت او را می‌شست، زد زیر خنده. آن هم نه لبخندی که فقط دور لب را کش بدهد، نه! چنان قهقهه می‌زد که انگار یک آدم غیبی آمده و دارد زیر گوشش خنده‌دارترین قصه دنیا را می‌خواند. بگذارید از اول بگویم: وقتی سروتهش کردند که بزند زیر گریه جیک هم نزد، سکوت کامل. حتی برای اینکه گریه کند مثل همه بچه‌های دنیا که هنوز نه پای چپ‌شان به زمین رسیده، نه پای راست، حسابی کتک می‌خورند تا گریه کنند، ضربات پیاپی و شدیدی بر پشت کوچک و نقلی‌اش نوش جان کرد و آخ نگفت. حتی نگفت: «من که کار بدی نکرده‌ام، آخر چرا می‌زنید؟» در عوض توی دست خانم پرستار که قد و قواره‌اش آدم را به یاد رستم دستان می‌انداخت، چنان زیر شیر آب به قهقهه خندید که نزدیک بود خانم پرستار از ترس او را مثل یک آلبالوی کوچک پرت کند توی هوا. اما خوشبختانه این کار را نکرد و فقط پرتش کرد توی دست پرستار پهلویی. پرستار پهلویی هم توی دست پرستار پهلویی‌تر و ...
پرستارها دور هم ایستاده بودند و با نوزاد بیچاره والیبال می‌کردند. هیچ کدام از آن‌ها نمی‌خواست بچه‌ای با این رفتار عجیب را توی دست‌هایش نگه دارد. اما از بخت بد هرچه بیشتر می‌چرخید بیشتر قهقهه می‌زد و وحشت بیشتری توی دل کوچک پرستارها ایجاد می‌کرد. مادر که روی تخت خوابیده بود، مات و مبهوت از جایش نیم‌خیز شد تا ببیند این صدای قهقهه عجیب که نه تنها خیال قطع شدن ندارد بلکه هر لحظه شدید و شدیدتر می‌شود از کجاست؟ وقتی خوب دقت کرد و متوجه شد که این فرزند دلبند خود اوست که این‌طور دارد به قهقهه می‌خندد، قبل از این‌که دهانش از تعجب باز بماند، جیغ بلندی کشید، افتاد روی تخت و غش کرد.

نابغه‌ کوچک نوشته‌ی فریبا صدیقیم

£10.00Price

    Related Products

    We don’t have any products to show right now.

    We don’t have any products to show right now.

    We don’t have any products to show right now.

    We don’t have any products to show right now.

    app-on-app-store.png
    get-it-on-google-play.png

    Contact

    • LinkedIn - Grey Circle
    • Facebook - Grey Circle
    • YouTube - Grey Circle
    • Twitter - Grey Circle
    • https://www.instagram.com/mehripubli

    © 2011- 2019 Mehri Publication Ltd. Registered number: 10972087 England.