top of page

ما هم یه روز خانواده خوشبختی بودیم

  • نسیم خلیلی
  • Jul 14
  • 2 min read

Updated: Aug 3

داستان‌هایی برای فهم انسان ایرانی و تاریخ ایران

نگاهی به مجموعه داستان «ما هم یه روز خانواده خوشبختی بودیم»


ما هم یه روز خانواده خوشبختی بودیم | آرش محمودی | چاپ اول: مرداد ۱۴۰۴، نشر مهری | شابک: 4-07-917233-1-978 | مشخصات نشر: نشر مهری: لندن ۲۰۲۵ میلادی/۱۴۰۴ شمسی | مشخصات ظاهری: ۱۶۰ ص. : غیرمصور | موضوع: داستان فارسی.


مقدمه


داستان‌های خوش‌خوان آرش محمودی در مجموعه داستان «ما هم یه روز خانواده خوشبختی بودیم»، فرصتی برای زیستن در تاریخ و خویشتن‌شناسی عمیق و مطبوعی‌ست. این آثار آکنده از حزنی غریب و غم‌انگیز هستند. گویی این احساسات از زیست‌مان نویسنده، کرمانشاه، برخاسته‌اند. این داستان‌ها جان و وجود مخاطب را در خود فرو می‌برند.


زندگی و زادگاه


زیست‌مان و زادگاهی که یادآور قلم درویشیان و شکوه شخصیت نویسندگانی چون منصور یاقوتی است. گاهی نویسنده در داستان‌هایش از آن‌ها یاد می‌کند. به‌ویژه در داستان باشکوه «مولای خانه‌های بزرگ»، که سرگذشت چریک‌های کردتبار را روایت می‌کند. این داستان بوی نفت می‌دهد و پرهیبی از محله‌ی صد دستگاه کرمانشاه را به تصویر می‌کشد. این محله، محله‌ی شرکت نفتی‌ها در دهه‌های چهل و پنجاه بود.


شخصیت‌ها و روایت‌ها


خانه‌های شبیه به هم، نشسته بر پهنه‌ای که به ستیغ کوه می‌پیوندد. نثر و طنین کلمات نویسنده چنان تپنده است که این همه را می‌توانی در پس پلک‌هایت ببینی. کاکه‌مولا، قهرمان داستان، برخلاف قهرمانان قصه‌ی «سال‌های ابری» درویشیان، با ملی شدن نفت، به قول خودش غزل‌خوان نشد. او غصه‌دار کوچ خانواده‌ی بالتیمور و بچه‌های قد و نیم‌قدشان بود. این کوچ هیچ بازگشتی نداشت.


دیالوگ‌های تاثیرگذار


در داستان محمودی، پرویز از ستم و سوگ به کتاب‌ها و حریم امن‌شان پناه می‌برد. او بعد از رنجی که از شکنجه و حبس برادرش گرجی می‌برد، یک کتاب‌فروشی باز می‌کند. این کتاب‌فروشی کوچک و ناگرفته، فضایی حزن‌آکنده و مملو از کتاب و کلمه دارد. این فضا یادآور همان اصالتی‌ست که در نگاه قهرمانان یاغی قصه‌های امثال یاقوتی نیز وجود دارد.


تاریخ و روایت‌های اجتماعی


تاریخ در روایت‌های محمودی جلوه‌گری قابل‌توجهی دارد. گویی نویسنده می‌خواهد مثل یک معلم تاریخ نوپرداز، شرحی از تاریخ به دست دهد. با این حال، روایت‌ها چنان با روح داستان در هم تنیده شده‌اند که تکه‌ای وصله شده نباشند. از روایت فالانژیست‌ها در داستان نخست گرفته تا روایت گروه هفتاد و خسرو گلسرخی و ماجرای گروگان‌گیری فرح دیبا در داستان خوش‌خوان «طیفور».


جنگ و تاثیرات آن


در بیشتر داستان‌ها، یک گوشه‌ای هم جنگ هست. جنگی که باز هم راه به جغرافیای زیست‌مان نویسنده می‌کشد. چه آن‌گاه که متولد می‌شود و چه آن‌گاه که قد برمی‌افرازد و کتاب می‌خواند. جریانی که در آن، تاریخ و زندگی شخصی نویسنده به هم گره می‌خورد.


نتیجه‌گیری


در نهایت، داستان‌های آرش محمودی شاهکارهایی برای فهم انسان ایرانی و تاریخ ایران می‌سازند. این آثار با دیالوگ‌های ساده، بخشی از تاریخ و روانشناسی اجتماعی سال‌های اخیر جامعه‌ی ایران را بازنمایی می‌کنند. این داستان‌ها به ما یادآوری می‌کنند که چگونه می‌توانیم از گذشته بیاموزیم و به آینده نگاه کنیم.



ما هم یه روز خانواده خوشبختی بودیم | آرش محمودی
£13.99
Buy Now

Comments


bottom of page